محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

577

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 368 / 13 فرمان عمر دربارهء زنى كه بىحضور گواهان ، ازدواج كرده بود سنن سعيد بن منصور ، بخش نخست ، ش 712 . زنى را كه بدون گواه ازدواج كرده بود ، نزد عمر آوردند . عمر او را تازيانه زد و به شهرها نامه نوشت و مردم را از روى آوردن به چنين كارى ، بازداشت . ( 2 ) 368 / 13 مكرّر فرمان عمر دربارهء زنى كه پيش از آزاد كردن بردهء خود ، با وى ازدواج كرده بود سنن سعيد بن منصور ، بخش نخست ، ش 713 ( ناشر كتاب ، به مصنّف عبد الرزّاق نيز ارجاع داده است ) . زنى را كه بردهء خود را به همسرى گزيده بود ، نزد عمر آوردند . وى آن دو را تازيانه زد و از يكديگر ، جدا كرد . زن گفت : آيا خداوند در قرآن ( سورهء نساء / 3 ) ، نمىفرمايد : « أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ » ؟ [ ولى در اين آيه ، از ازدواج با كنيزان گفتگو شده و از به همسرى برگزيدن غلامان ، سخنى به ميان نيامده است . شايد منظور آن زن ، آيه 221 سورهء بقره بوده است : « وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ » ( زنان مسلمان نبايد به همسرى مشركان درآيند ؛ بردهء مؤمن ، از آزاد مشرك برتر است ، هر چند كه دارايى و زيبايى او شما را به تحسين وادارد ( 1 ) ) . ] سپس عمر به مردم شهرها نوشت : هر زنى كه با بردهء خويش ازدواج كند ، يا بدون گواه و يا بىآگاهى سرپرست خود به همسرى مردى درآيد ، او را حدّ بزنيد . 1 . بنگريد : مجمع البيان 1 / 318 . - م .